به نویسان بیایید و داستان ها رو بخونید که منتظر نظرات همه هستیم
....................................با آرزوی صلح جهانی.............ژیلا
وبلاگ گروهی نویسان راه اندازی شد
...............................................................ژیلا
زیاد پیش اومده که در داستان هایی که می خونم یا از دیگران می شنوم کمبود استفاده
از فرهنگ نامه های ادبیات داستانی به چشمم اومده.یک نواختی درنثر و کم تنوعی در گفتارهای
شخصیت های داستان، همین طور فضاسازی های سرسری و فقر واژگان.قصد کردم هر از گاهی
به معرفی فرهنگ نامه ای تخصصی بپردازم.
ضمنا از اینکه تصویر پیش گفتار همین کتاب رو در ادامه ی مطلب گذاشتم عذر میخوام.
فرصت تایپ نبود و منم مثل همه درگیر تدارکات سال جدید.......وقت خوب..........ژیلا

انتشارات سخن

روزنگاری می کنم در وبلاگی از آفتاب لاگ
اسمش رو گذاشتم(لک لکی بر دیوار خانه ام)
طبعا روزنگار رو باید تند تند به روز کنم..بهم سر بزنید که اونجا تنهام
خوب باشین........ژیلا
من به شکل غم انگیزی بیژن نجدی هستم.متولد خاش.گیله مرد هم
هستم.متولد 24آبان 1320 سالی که جنگ جهانی دوم تمام شد.لیسانس
ریاضی.یک دختر و یک پسر دارم.همسرم پروانه می گوید دست مرا می
گیرد و من می نویسم.
او دبیر دبیرستان های لاهیجان بود.شاگردانش می گویند:نجدی دبیری
اخمو،سخت گیر،مهربان و با سواد بود.در 1367از آموزش و پرورش لاهیجان
داوطلبانه به سنندج رفت و از راه بانه به تنگه ی باساوا در عراق اعزام
شد.یادداشت های جنگ را در همان دوران نوشت. بعد از بمباران شیمیایی
آنجا،از ناحیه ریه صدمه دید و نه سال بعد در 3شهریور1376 در گذشت.زنده
یاد بیژن نجدی در گورستان شیخ زاهد لاهیجان آرمیده است.
آثار
*یوزپلنگانی که با من دویده اند-مجموعه داستان کوتاه-1373 نشر مرکز
*دوباره از همان خیابان ها-مجموعه داستان کوتاه-1379نشر مرکز
*خواهران این تابستان-مجموعه اشعار-1380نشر ماه ریز
*داستان های ناتمام-1380-نشر مرکز
*نیامدی، اسم آب یادم رفت-مجموعه اشعار-انتشار در رشت
*پسر عموی سپیدار-مجموعه ی اشعار- در دست چاپ
*یک داستان بلند-در دست چاپ که هنوز نامش اعلام نشده
کلیه ی آثار او به همت همسرش پروانه محسنی آزاد و برادرش پوروین
محسنی آزاد به چاپ رسیده.
گفتم تا پاییز از دست نرفنه بنویسم که:
او نویسنده ای بزرگ و سرشار از عشق بود و به شکل غم انگیزی بیژن نجدی بود.
روحش شاد